دانلود داستان طلا فروش زیرک و خانواده روستایی :: رمان جذاب خواندنی کوتاه عتیقه فروش و روستایی


داستان ها و رمان های کوتاه عبرت آموز و بسیار جالب


مجموعه داستان کوتاه طلا فروش و رمان خانواده روستایی


بهترین رمان های جالب و خواندنی بسیار زیبا و جالب



داستان کوتاه و یک ماجرای فوق عبرت انگیز برای شما عزیزان ، حتما بعد از خواندن این داستان نظر خدتون رو دربارش از قسمت نظرات بگید . یکی از زیبا ترین و بهترین رمان ها و داستان های کوتاه تقدیم شما.

حجم : 22 کیلوبایت / Size : 22 KB
ژانر : کاسبی ، روستا / Genre : Village , Business


نکته:
تمامی داستان ها و رمان هایی که در وبلاگ قرار داده میشود بازخوانی و مطالعه می شود و اگر نکته غیر اخلاقی ای در آن مشاهده شود برای دانلود قرار داده نمی شود چنانچه داستان و رمانی را مقایر شرع و اسلام نمیدانید حتما از قسمت تماس با ما اطلاع دهید تا مطلب حذف شود ، با تشکر از شما عزیزان


داستان های بیشتر را در لیست زیر ببینید:

داستان و رمان عاشقانه  |   داستان و رمان تنهایی   |   داستان و رمان آموزنده   |   داستان و رمان پدر / بابا

داستان و رمان مادر   |   داستان و رمان هم کلاسی   |   داستان و رمان خوشبختی   |   داستان و رمان بدبختی

داستان و رمان مذهبی   |   داستان و رمان امامان   |   داستان و رمان پیامبران   |   داستان و رمان خدا و معجزه

داستان و رمان خواهر   |   داستان و رمان برادر   |   داستان و رمان کشور ایران   |   داستان و رمان کودکانه

داستان و رمان دخترانه   |   داستان و رمان پسرانه   |   داستان و رمان سختی کشیدن   |    داستان و رمان مشکلات

داستان و رمان عروسی   |   داستان و رمان انتقام   |   داستان و رمان سادگی   |   داستان و رمان گریه آور

داستان و رمان خنده آور    |   داستان و رمان شاد   |   داستان و رمان غمگین   |   داستان و رمان کارگر

داستان و رمان بی کسی    |  داستان و رمان دانشمندان   |   داستان و رمان شاعران    |   داستان و رمان طبیعت

داستان و رمان موبایل   |   داستان و رمان همسر   |   داستان و رمان ازدواج   |   داستان و رمان جنگی

داستان و رمان هیجانی   |   داستان و رمان مسابقه   |   داستان و رمان جدید   |   داستان و رمان کوتاه و بلند



منبع این مطلب وبلاگ پی سی موب است

پی سی موب

     داستان های زیبا و خواندنی - داستان کوتاه
    shahredastanha.blogfa.com/tag/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7...

    دومی گفت: من اقرار می کنم که ده قطعه طلا از وی قرض نموده ام ولی بدهکاری را ادا کردم و ... وقتی که عصا را به دست تو داد، حیله کرد که قسم دروغ نخورد ولی من از او زیرک تر بودم . .... او روستای خود را به دلیل این‌که ارباب، زکات اموالش را پرداخت نمی‌کند، تر ک ..... بادکنک فروش برای جلب توجه یک بادکنک قرمز را رها کرد تا در آسمان اوج بگیرد و ...
    داستان های زیبا و خواندنی
    shahredastanha.blogfa.com/

    هر روز در شهر هرات غلامان حاکم شهر را می‌دید که جامه‌های زیبا و گران قیمت بر تن دارند و ... یک ماه غلامان را شکنجه کرد و می‌گفت بگویید خزانه طلا و پول حاکم کجاست؟ ..... برابر رسم خانواده های بزرگ مکه " آمنه " پسر عزیزش ، محمد را به دایه ای به نام حلیمه سپرد تا .... که عصا را به دست تو داد، حیله کرد که قسم دروغ نخورد ولی من از او زیرک تر بودم.
    داستان جالب عتیقه فروش و مرد روستایی زیرک طنز - طنزوسرگرمی ...
    barname92.blogfa.com/category/14/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8...

    15 آوریل 2013 ... داستان جالب عتیقه فروش و مرد روستایی زیرک : یک نفر عتیقه فروش به منزل روستایی ساده ای وارد شد. دید تغار قدیمی نفیسی دارد و در آن گوشه ...
    داستان کوتاه - نسیم خوش روزهای زندگی
    amirbaratnia.persianblog.ir/tag/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%...

    Download ... اگر خدا یک لحظه، عقل را به حال خود رها کند همین عقل زیرک بزرگ، نادانی‌ها و خطاهای دردناکی انجام می‌دهد. ... او میدانست سنگ آنقدر قیمتی است که با فروش آن میتواند تا آخر عمر در فاه زندگی کند؛بنابراین سنگ را برداشت و با عجله به ..... حاجی پشت سرهم گفت : پول، اگه نمیشه طلا، سکه ..... یک خانواده روستائی ساده بودند با دو بچه.
    داستانهای کوتاه و جذاب که آدم را به خود فرو می برد [آرشیو] - سایت...
    www.daneshju.ir/forum/sitemap/t-22486.html

    22 آگوست 2007 ... روستایی ها همینطور به زنده به گور کردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ هم .... من مقدار زیادی طلا و نقره داخل قایقم دارم و دیکر جایی برای تو و جود ندارد . ..... وقتی به باجه بلیط فروشی رسیدند، متصدی باجه از پدر خانواده پرسید:« چند عدد بلیط می خواهید؟ .... تو زیرکی و مومن. زیرکی و ایمان، آدم را نجات می‌دهد. اینها ساده‌اند و گرسنه. به
    قصه های کودکانه - صفحه اصلی گنجینه صوتی
    sound.tebyan.net/newindex.aspx?pid=150300&CategoryID=511...

    زنگوله طلا. داستان زیبای کودکانه تقدیم به فرزندان خوب ایران زمین (توی یک جنگل .... «میوه فروش و روباه و گرگ» تولید شده توسط ایران صدا «در روستایی کوچک یک ...
    داستان های کوتاه
    imaz.blogfa.com/

    24 دسامبر 2015 ... داستان های کوتاه - Short Story - بهارم تو هستی - داستان های کوتاه. ... خویشِ دور بنده بوده و به اصرار خانواده آمده ام، تا متقابلا، در روز ختم من، خویشان .... در هر شهری که دزدی دیدم، گردن داروغه را زدم!! ... برچسب‌ها: داستان کوتاه, دزد, داروغه, تیمور لنگ, طلا ... ﺧﻮﺍﺭﺑﺎﺭ ﻓﺮﻭﺵ ﺑﺎ ﮐﻨﺎﯾﻪ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩ:" ﺩﻋﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﮐﺎﻏﺬﺑﻨﻮﯾﺲ ﻭ ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺭﻭﯼ ﮐﻔﻪ ﯼ ﺗﺮﺍﺯﻭ.
    داستان کوتاه - داستان کوتاه
    choulab.persianblog.ir/tag/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9...

    به اولین شهری که رسیدند به منزل یکی از علما رفتند تا شیعه شوند. .... اما آنها متعلق به بیت‌المال است، برای مهمان شخصی و خانوادگی نمی‌توان از آنها استفاده کرد. ..... حضرت فرمود دزدی تو این است که تربت و خاک مرا می فروشی و پول میگیری ، اگر مال تو ...
    داستانها و سرگذشتها - هزارجریب و روستای پارسا
    parsa-village.blogfa.com/category/14

    هزارجریب و روستای پارسا - داستانها و سرگذشتها - اولین وبلاگ پارسا: روستایی در دل ... دکتر فرامرزی در کتاب طالب و زهره یا طالب طالبا داستان این عاشق و معشوق را .... بخواسته طلا تاس حموم بهوتی خوان بورم حموم ... و متوجه رسیدن دار و دسته سهراب گشت اما به علت زیرکی عباسقلی اسبان و افراد محمد حسین ..... فروش زمین و ویلا در هزارجریب.
    متهمی که مادرش را مقصر بدبختی هایش می داند! - باشگاه خبرنگاران...
    www.yjc.ir/fa/news/4382718/%D9%85%D8%AA%D9%87%D9%85%DB%8C-%D...

    در این روستا به محض ورود پول، ویلا و ماشین می دهند! + تصاویر ... پریناز نام مستعار زنی است که طلافروش زیرک توانسته بود، وی را دستگیر کند. ... از سوی دیگر مادرم از خواستگارم خوشش نمی‌آمد و می‌گفت خانواده درست و حسابی ندارد و قیافه‌اش مثل آدم‌های خوش‌گذران است! .... داستان زنی که درزندان جا خوش کرد؛ شوهرم همیشه از من می‌ترسید!